X
تبلیغات
رمز بازیگر - انگیزه ی بازیگر(استلاآدلر)

رمز بازیگر

بازیگری بهانه ای است عالی تا زندگی را تا آنجا که ممکن است به طور کامل زندگی کنیم

به تعبیری می توان گفت که بازیگر به گروهی مخصوص به خود تعلق دارد. او هنرمندی سوای هنرمندان دیگر است هنرمندی است که به گونه ای منحصربه فرد از بدنش روحش و صدایش به عنوان ابزار کارش استفاده می کند. از این جهت موقعیت بازیگر در حرفه اش کاملا" روشن و تردید ناپذیر است چرا که مسئولیت سنگین تعبیر و بیان محتوای نمایشنامه به عهده ی اوست.

اوست که به افکار نویسنده ی نمایشنامه هستی می بخشد و اوست که شخصیت هایی به ابعاد اُدیپوس -هملت-هداگابلر-ژاندارکو ویلی لومن را بازی می کند.

این گزافه نخواهد بود اگر ادعا کنیم که بازیگر به عنوان تعبیر کننده ی نمایشنامه مهمترین عنصر تئاتر است.به این جهت شاید تعجب آور نباشد که میبینیم افراد کاملا" متفاوتی با شرایط بسیار مختلف با سطح تحصیلی و گذشته ای بسیار متفاوت بازیگری را به عنوان حرفه ی خود انتخاب می کنند. این افراد که میتوانند در تفکرات اجتماعی خود به شدت با هم متفاوت باشند در اشتیاق به بازیگری همانند یکدیگرند.در حالی که این اشتیاق فوق العاده ممکن است ایشان را قانع کند که قدرت اجرای نقش را دارند و سر انجام بازیگر خواهند شد چه بسا که موانع فلج کننده ای در سر راه خود داشته باشند که بازیگری را اگر برایشان غیر ممکن نسازد بسیار دشوار خواهد ساخت.

خجول بودن-احساس عدم اطمینان-واظطراب مشکلات مشترک بعضی از این افراد است همانطور که نداشتن انضباط ناآگاهی از اداب و سنت های این حرفه و عدم کنترل بدن مشکلات بعضی دیگر است. این افراد ممکن است مانند ارواح سرگردان وحشت زده و غیر عادی به نظر برسند با این همه بلند پروازی آنان همچون منجنیقی ایشان را به داخل صحنه پرتاب می کند.

پس بازیگری کاری است لجوج و خود سر که توجه دائمی و برنامه ی کار سختی را طلب میکند. نه اینکه این کار به نوابغ اختصاص داشته باشد-نه- این کار برای افرادی است که قدم به قدم کار و پیشرفت می کنند. با وجود اینکه هیچ دستورالعملی برای بازیگری نیست این حرفه از رشته اصولی پیروی می کند. نکات و تمریناتی که در این هنر وجود دارد میتوانند برای شما کارساز باشند وشجاعت لازم را برای تلاش در دستیابی به پیشرفت و مهارت به شما بدهند.

قبل از هر چیز شما باید خود را هنرمند بشمارید و کمبود های خود را شناسایی کنید و بر آن ها چیره شوید.

برای بازیگر جوان ساده است که کارش را بد آغاز کند. بد بینی و تردیدهای زندگی روزمره و از دست رفتن آرمان های هنری فضایی از عدم احترام به ارزش ها خلق کرده است. عادات نامناسب حقارت معیارها و عدم وسعت میدان دید فرآورده های زمان ما هستند. به نظر میرسد که پایبند کردن خود به انضباط برای بازیگر امروزی دشوار تر از آن است که برای بازیگران نسل های قبل بود. امروزه غالبا" بازیگران چه از نظر جسمی و چه از نظر احساسی کاملا" خورد شده پا به میدان میگذارند. به این جهت رابطه ی آنان با زندگی کاملا" فاقد حس و روح شده است.

بنظر می رسد که اصلا"نمیدانند کجا هستند و به کجا می روند. با این همه بر اساس یک احتیاج بنیادی انسان علاقه مند به گسترش شخصیت خود هستند.

جرقه ای وجود دارد که می خواهد به شعله ای تبدیل شود. این جرقه باید زنده نگه داشته شود. بازیگر با کوشش بسیار می تواند رشد کند از بی حسی و پوچی رهایی یافته در زمانی نسبتا" کوتاه به بلوغ زیبا شناختی دست یابد. از آن مهمتر با آموزش درست میتواند استعدادهای خود را تا بیکران گسترش داده عمق و طیف جدیدی در نقش های محوله خلق کند.

از بازیگر انتظار میرود که بر روی صحنه معجزه کند. او باید شخصیتی بیافریند که شب های پیاپی تماشاگر را با خود درگیر کند.

بیش از هر چیز به عهده ی بازیگر است که به درون مخلوقات نویسنده- به ظرایف و رموزی که محتوای افکار نویسنده را تشکیل می دهند - نفوذ کند.

اولین مفهومی که بازیگر باید کاملا" بر آن تسلط یابد مفهوم ساره ای است. بازیگری یعنی برداشتن مرزهای انسان. شما باید دیوارهای بین خود و بازیگران دیگر را فرو ریزید. این بر روی صحنه یک نوع احساس آزادی به شما می بخشد.

بازیگر با سخاوتی خاص به تماشاگران می گوید:

<<من افکاری را به شما عرضه خواهم کرد>>

<<من به شما رضایت خاطر خواهم بخشید>>

<<من برای شما خواهم رقصید>>

<<من از دردهای درونم با شما سخن خواهم گفت>>

همه ی این ها نوعی هدیه کردن هنرمندانه ی چیزی به دیگران است. عشق ورزیدن به تماشاگر است. اما برای این عشق ورزیدن شما باید به شیوه ی جدیدی فکر و رفتار کنید.

بین حقیقت زندگی و حقیقت تئاتری تفاوت وجود دارد و شما باید بیاموزید که این دو را با هم مخلوط نکنید. شما می آموزید که چگونه خود را در ابعاد وسیع تری بیان کنید. شما افکار والای نویسنده را متجلی خواهید کرد. زیرا که <<انسان بی انتهاست>> و به نحوی بی انتها با افکار متفاوت درگیر خواهد بود. شما نیز بخشی از این درگیری بی انتها هستید. شما باید به فراسوی خود بروید. در قرن بیستم از آنجا که زبان ما به شدت مدرن است - خود کلمات خود را حس نمیکنیم . افکار ما در کلماتی گنجانده نمی شوند که توجه مردم را جلب کنند.

ما در برهه ای از تاریخ زندگی می کنیم که انتقال افکار دشوار است.

اما بازیگر باید در بالاترین حد ممکن این انتقال را انجام دهد. او باید در هر دو زمینه ی کلمات و افکار تسلطی فوق العاده داشته باشد.

منبع:تکنیک بازیگری استلاآدلر

دوستدار شما علیرضا

+ نوشته شده در  ساعت   توسط علیرضا  |